چرا هیچ تصویری از تیراندازی دسته جمعی در ایالات متحده وجود ندارد؟ خبرگزاری مهر اخبار ایران و جهان



خبرگزاری مهر، گروه بین الملل: اگرچه رسانه های آمریکایی خود را «آزاد» و «مستقل» به جهان معرفی می کنند، اما در عمل کاملاً برعکس است. هم در حوزه پوشش مسائل سیاست خارجی و بین المللی و هم در حوزه رویدادهای داخلی از جمله تیراندازی های دسته جمعی خود را نشان می دهد.

سانسور رسانه های آمریکایی در خارج از کشور

در حوزه سیاست خارجی و بین‌المللی، آمریکا به دلایل امنیتی-نظامی، به ویژه در زمان جنگ، آزادی خبرنگاران برای پوشش صحنه جنگ و گزارش رویدادها را محدود می‌کند. او در طول جنگ ویتنام، حمله به گرانادا، پاناما، جنگ دوم خلیج فارس، حمله به هائیتی و حمله به افغانستان، رسانه ها را به طور گسترده سانسور کرد.

حملات ۱۱ سپتامبر به اهداف مهم اقتصادی و نظامی در عمق ایالات متحده یکی از برجسته ترین اخبار مطبوعات در دهه های اخیر است. دولت ایالات متحده هیچ تلاشی برای سرپوش گذاشتن بر این رویداد در رسانه ها و جلب همدردی دیگران نکرده است، اما به صراحت اعلام کرده است که به دلایل امنیتی اجازه نمی دهد اطلاعات در مورد عملیات تلافی جویانه ارتش ایالات متحده در افغانستان در مطبوعات سانسور شود.

پرزیدنت رونالد ریگان هنگام تصمیم گیری درباره اجازه دادن به خبرنگاران برای حضور در کنار نیروها و ناوگان در طول حمله، این تصمیم را به دست فرماندهان نظامی واگذار کرد. آنها تصمیم گرفتند که تصویر را به مدت شش ساعت از حمله دور نگه دارند.

وزارت دفاع ابتدا مشکلات را “اشتباه” توصیف کرد و آنها را مقصر دانست، اما تحقیقات وزارت دفاع نشان داد که وزیر دفاع ریچارد چنی دستور به تاخیر انداختن فعال کردن این گروه را داده است. تصویر ائتلاف. وزیر دفاع وقت همچنین تلاش ها برای تشکیل ائتلاف روزنامه نگاران پانامایی قبل از جنگ را خنثی کرد.

از دیدگاه ناظران، سانسور مطبوعاتی در جنگ خلیج فارس بیش از سایرین گسترده بود. سانسور در این جنگ توسط فرماندهان ارشد نظامی اعمال شد. اکثر روزنامه نگاران بر این باورند که ارتش در مورد علل احتمالی بیماری جدی که اکثر سربازان جنگ خلیج فارس به آن مبتلا شده اند با مردم و مطبوعات صادق نبوده است.

بسیاری در ارتش ایالات متحده معتقد بودند که اقدام صریح یک اشتباه است، به همین دلیل است که پنتاگون کنترل شدیدی بر پوشش رسانه ای عملیات نظامی ایالات متحده از زمان جنگ ویتنام اعمال می کند.

عرصه داخلی؛ از سانسور به سکوت بروید

گفته می شود رسانه های آمریکایی از ترس تقلید و تکرار جنایت دور از پلیس نگه داشته شده اند.

تکرار تیراندازی دسته جمعی در تگزاس که به فاجعه ای سریالی در آمریکا تبدیل شد، بار دیگر توجه جهانیان را به عملکرد رسانه های آمریکایی در پوشش این رویداد جلب کرد. عدم انتشار صحنه جنایت، مطالب حاوی تصاویر هوایی مدرسه، ورود نیروهای پلیس و گاه گریه خانواده قربانیان به دست همسالان خود رویکرد غول های رسانه ای آمریکا را آشکار کرد و این سوال پیش آمد که چرا تصاویری از اجساد و داخل کلاس های درس دیده نمی شود؟

نیویورک تایمز از معمای نبود تصاویر خشونت آمیز در مدرسه ابتدایی راب در تگزاس خبر داد و اشاره کرد که عکاسان اجازه حضور در مدرسه را نداشتند و پلیس تصاویر بدون صحنه جرم را منتشر نکرد. عکاسان مطبوعاتی فقط می‌توانستند از آنچه در خارج از مدرسه قابل مشاهده بود عکس بگیرند. رسانه ها پس از تیراندازی به این تصاویر دسترسی نداشتند. بنابراین نمی توان تصمیم گرفت که آیا تصاویر گرافیکی از این وضعیت منتشر شود یا خیر.

این گزارش بر این واقعیت تاکید می کند که این قوانین و مقررات در حوزه اخبار و روزنامه نگاری نیست که توسط ارتش تعیین می شود. همانطور که قبلاً اشاره شد، مقامات نظامی و امنیتی در حوزه سیاست خارجی و بین المللی بر خبرنگاران و عکاسان نیز حکومت می کردند.

سانسور، سکوت و القاء بر اساس داده های علمی

مقامات بلندپایه ارتش آمریکا خبرنگاران را به دلایل امنیتی در عرصه بین المللی از جنگ دور نگه می داشتند، اما در داخل کشور بر داده های علمی حوزه هایی مانند جامعه شناسی و روانشناسی تکیه می کردند.

بر اساس تحقیقات مرکز ۴، حوادث خشونت بار اغلب به تفصیل توسط خبرگزاری ها پوشش داده می شود و بلافاصله در رسانه های جمعی و شبکه های اجتماعی پخش می شود. به گفته کارشناسان، این پوشش رسانه ای می تواند دیگران را به کپی برداری یا ارتکاب جرایم مشابه به نام «سرایت رسانه ای» سوق دهد. این نوع پوشش می تواند راه را برای حملات تروریستی، بمب گذاری انتحاری و تیراندازی دسته جمعی هموار کند. البته برخی نیز تمایل به تقلید از رفتارهایی دارند که توجه زیادی را به خود جلب می کند و شهرت عامل دیگری است که بیشتر تیراندازان به دنبال آن هستند.

تیراندازی در مدرسه بیشترین توجه را به خود جلب کرده است و از سال ۲۰۰۰ به طور متوسط ​​هر ۳۱.۶ روز یک تیراندازی در مدرسه ثبت شده است. هر حادثه ای در رسانه های جمعی و رسانه های اجتماعی با تمرکز بر تیرانداز و انگیزه های او گزارش می شود.

«پس از تیراندازی دسته جمعی: بررسی نقش پوشش رسانه ای» عنوان مصاحبه ای بود که در وب سایت دانشگاه کلرادو بولدر با الیزابت اسکیز، دانشیار روزنامه نگاری و مطالعات رسانه ای دانشگاه انجام شد.

وی در مورد احتمال الهام گرفتن و کپی کردن تخلفات، گفت: یک مطالعه در سال ۲۰۱۵ نشان داد که از نظر آماری، زمانی که یک تیراندازی دسته جمعی رخ می دهد، احتمال تیراندازی دسته جمعی دیگر برای دو هفته پس از افزایش حروف اول ۰.۳ درصد است. وی البته نقش رسانه های جمعی را در این زمینه بیش از تاکید بر نقش رسانه های سنتی مانند نیویورک تایمز، واشنگتن پست، سیانور و … موثر دانست.

این اثر حتی از سانسور و سکوت فراتر رفته تا جایی که برخی از رسانه‌ها می‌خواهند از پوشاندن درد و اندوه خانواده‌های قربانیان خودداری کنند.

در همین رابطه وب سایت هیل وابسته به کنگره آمریکا در بخشی از گزارش خود از تیراندازی دسته جمعی به دبستان راب به انتقاد از «سیهانان» می پردازد و می نویسد: اعضای مختلف خانواده مصاحبه های گسترده و گاه احساسی با رسانه های مختلف انجام داده اند. در محوطه مدرسه آنها با پدر یکی از قربانیان مصاحبه کردند که در حین توضیح اینکه چگونه از مرگ پسرش مطلع شده بود شروع به گریه کرد. آن مصاحبه با «سیانان» بازتاب گسترده ای در شبکه های اجتماعی داشت و در شبکه های مختلف پخش شد.

موسسه اقتصاد کار ایزا همچنین پرسید: “آیا پوشش رسانه ای تیراندازی می تواند تیراندازی های دسته جمعی را در آینده تشویق کند؟” وی پاسخ داد: یافته های ما به طور مداوم اثر مثبت و معنی داری پوشش را بر تعداد شات های بعدی به مدت ۴ تا ۱۰ روز نشان می دهد. در مجموع، پوشش خبری احتمالا منجر به حدود سه تیراندازی دسته جمعی در هفته آینده خواهد شد.

علاوه بر تاکتیک های رسانه ای ذکر شده، رسانه های آمریکایی از تکنیک های ظریف دیگری نیز استفاده کردند، از جمله:توجه چندانی به اعتراضات مردمی بر سر قوانین مربوط به سلاح شد“”وی مسئولیت دولت و دولت آمریکا را در قبال این حادثه دست کم گرفت“”القای اینکه موضوع حمل سلاح یک موضوع حقوقی خارج از توافق بایدن است“”تقلیل تیراندازی مرگبار به اختلاف بین دو جریان اصلی سیاسی“و در نهایت”کاهش موضوع تیراندازی از مسائل امنیتی سیاسی به مسائل روانی، فرهنگی و تربیتی».

* حسن شکوهی نسب; تحلیلگر اروپایی و آمریکایی