صد فدای جام جهانی برای رضایت ملت!


عصر ایران; بینا انسان – فریادهای “بی شرم، بی شرم” [شماری از] تماشاگران ایرانی حاضر در ورزشگاه خلیفه با تماشای دیدار ایران و انگلیس یکی از عجیب ترین اتفاقات تاریخ فوتبال ایران است.

اگرچه صداوسیما صدا و تصویر این تماشاگران معترض را سانسور کرد، اما ویدئوهایی که از ورزشگاه منتشر شد گویای همه چیز بود. اصولگرایان فعال در توییتر و اینستاگرام نیز این ویدئوها را تکذیب نکردند. فقط آن را نشانه میهن دوستی مخاطب می دانستند.

شعار دادن علیه تیم خونه به خونه و خوشحالی از گل زدن تیم مقابل نشانه میهن پرستی است یا اعتراض؟ جواد ظریف همچنین اصولگرایان را متهم کرد که در جریان مذاکرات هسته ای پشت تیم خودشان را خالی کرده و مدام علیه تیم مذاکره کننده ایرانی موضع می گیرند و تمرکز تیم را بر هم می زنند.

اصولگرایان که چنین کاری کردند وطن پرست بودند یا معترض؟ اعتراض به اصل، روند و محتوای مذاکرات.

اگر از اصولگرایان بپرسیم حتماً می گویند ما مخالف مذاکره بودیم و آن را تامین کننده مصالح کشور ندانستیم.

[شماری از] تماشاگران ایرانی حاضر در ورزشگاه و همچنین سایر ایرانیانی که گل تیم ملی را تشویق کردند می خواهند بگویند که از سر میهن پرستی معتقدیم بازیکنان تیم ملی باید در کنار شهروندان معترض بایستند و فوتبال و جام جهانی نباید باعث فراموشی “رویدادهای سیاسی مهم” شود. برو کنار

هر دو گروه، یعنی اصولگرایان تندرو که به اعضای تیم مذاکره کننده ایران توهین می کردند و تماشاگرانی که به بازیکنان تیم فوتبال ایران توهین می کردند، معتقدند گروه دیگر مانند فردی است که – به تعبیر قرآن – صاحب اعمال بد اوست. برای او آراسته شده و آن را زیبا می بیند.سوره فاطر، آیه ۸).

بنابراین بعید است بحث این تماشاگران و آن اصولگرایان درباره «مملکت فروشی» راه به جایی نبرد. هیچ کدام نمی توانند دیگری را قانع کنند. البته باب فحاشی باز است و می توانند به فحاشی خود ادامه دهند. قبلا فقط راست افراطی او را نفرین می کرد، حالا معترضان هم فحش می دهند. گویا انحصار فحاشی از دست راست افراطی سلب شده است!

اما سوال اساسی اینجاست که چرا تعداد قابل توجهی از فوتبالدوستان ایرانی از شکست تیم فوتبال ایران در چنین رقابت مهمی خوشحال و یا حداقل ناراحت شدند؟ چرا در سال ۷۶ و در بازی ایران و استرالیا همه طرفدار تیم ملی بودند و بعد از بازی به خیابان ریختند و تشویق کردند؟

در پرانتز گفتنی است که راست افراطی آن زمان هم از خوشحالی مردم ایران گلایه داشت. مثلا مسعود ده نمکی در مجله خود گفته است: ناموس مردم را به بهانه صعود به جام جهانی در خیابان به رقص آورده اند!

کما اینکه به قول بعضی از آقایان فرقی نمی کند مردم ایران به چه چیزی خوشحال باشند. یعنی حتی اگر مردم از پیروزی ایران خوشحال شوند، عده ای از خوشحالی مردم خوشحال می شوند! نه اینکه لزوماً دشمن مردم باشند. آنها دشمن خوشبختی هستند.

به قول شاملو: «لبخند عمل بر لب/ و آواز بر دهان/ شادی را باید در جای خانه پنهان کرد». اما چرا؟ شاید چون «عزاداران ما سر سفره نشسته اند»!

انگار مردم همیشه می خواهند «برده و غمگین» (به قول دکتر سروش) باشند تا عده ای در این مملکت از آزادی خود مطمئن باشند.

بیایید ادامه دهیم براکت طولانی است! می گفتم در بازی ایران و استرالیا همه مردم ایران هوادار تیم ملی بودند. یا حتی در دو دوره آخر جام جهانی ۲۰۱۴ و ۲۰۱۸ همه می خواستند ایران برابر آرژانتین، اسپانیا، پرتغال و … پیروز شود.

پس چرا به اینجا رسید؟ آیا این رفتار متفاوت نمی تواند ناشی از اختلاف انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ و ۱۴۰۰ باشد؟ هر چه جناح راست ادعا می کند که افراد ناراضی از وضع موجود در انتخابات ۱۴۰۰ کاندیدا داشته اند و می توانند به یکی از نامزدهای غیراصولگرا رأی دهند، این «شوخی» تبدیل به یک کلمه «جدی» نمی شود.

اگر ریاست جمهوری خاتمی در سال ۱۳۵۵ نتیجه «اراده ملی» بود، ریاست جمهوری رئیسی در سال ۱۴۰۰ نیز حاصل «اراده ملی» از صندوق ها بود.

مهم ترین نکته از کیفیت انتخابات این است که انتخابات «زیور مجامع بین المللی» یا وسیله ای برای کسب مشروعیت در عرصه جهانی نیست. انتخابات وسیله ای برای رسیدن به مشروعیت در عرصه داخلی یعنی نزد مردم این سرزمین است. رای مردم هم پیامدهایی دارد.

در سال ۷۶، پس از پیروزی خاتمی در انتخابات، چهره های راست بارها گفتند که «هیچ چیز تغییر نکرده است». در عمل سعی کردند چیزی را تغییر ندهند و موفق شدند. و این یعنی تبعیت نکردن از تبعات رای مردم در سیاست داخلی و خارجی.

سیاست گذاری و قانون گذاری در هر کشوری باید محصول اراده ملی باشد. اراده ملی در انتخابات در شرایط عادی سیاسی و بدون استرس خود را نشان می دهد. انتخاباتی که مورد استقبال ملت قرار گرفت.

در هر کشوری، امور ملی مختلفی وجود دارد. حافظ شاعر ملی است. تیم کی روش تیم ملی است. فلان «زبان» ملی است و فلان «عرف». اما «مردم» بیش از هر چیز دیگری ملی هستند. هیچ چیز ملی تر از “مردم” نیست.

مردم صاحبان اصلی این سرزمین هستند. و این بدان معناست که «تیم ملی» ملی‌تر از «مردم» نیست. صد فدای جام جهانی برای رضایت مردم ایران!

آیا مردم از وضعیت فعلی راضی هستند؟ وضعیتی که با بی توجهی به رای آنها به مدت بیست سال (از سال ۷۶ تا ۹۶) به دست آمد. شما رضایت مردم را تضمین کنید، مطمئن باشید علیه تیم ملی شعار داده نشود و مردم با عشق ذاتی و همه جانبه به فوتبال بار دیگر از فوتبال ایران حمایت کنند.