تسلیت علی شریعتی با پیامبر کربلا + صوت


به گزارش خبرگزاری فارس، آنچه در ادامه می خوانید و می شنوید، اطمینان خاطر معلم انقلابی علی شریعتی در پایان یکی از سخنان خود با حضرت زینب کبری (سلام الله علیها) است:

و شما هر دو، خواهر! آه برادر! .
ای کسانی که به انسان و آزادی زندگی معنا بخشیده اید! و برای ایمان و امید، ایمان و امید! و با مرگ باشکوهت حیات بخشیدی

از آن روز غم که خیال از خیال او می ترسد و دلش از درد پاره می شود، چشمان این ملت اشک خشک نشده است.

ملتی در غم شما در طول تاریخ می گریند. او به خاطر این عشق کتک خورد و قتل عام و شکنجه شد و لحظه ای نام تو از لبانت و یادت از او و آتش خاموش نشدنی عشقت از دلش پاک نشد. هر تازیانه ای که توسط یک قلعه خورده می شود مهر داغی بر پشت و پهلوی شما دارد.

ای زبان علی در دهانش!

ای زینب! ای زینب! ای زبان علی در دهانش! با ملت خود صحبت کنید ای زن! ای که مردانگی در قدم های تو سواره نظام را آموخت! زنان ملت ما، کسانی که نامشان آتش عشق و درد را در جانشان شعله ور می کند، به تو نیازمندند. بیشتر اوقات.

جهل از یک سو به اسارت و ذلت آنان می انجامد و غرب از سوی دیگر به اسارت مبدل و ذلت جدید آنان می انجامد. و آنها را با خودش و شما بیگانه می کند. به استثمار قدیم و جدید، به بردگی سنت های پوسیده و دعوت های پوسیده، به کسانی که بازی های تعصب قدیم را انجام می دهند و تعصب جدید به قدرت فریاد زدن بر سر شهر. شهر ظلم و وحشت و پایه های یک قصر. کاخ جنایت و قدرت را هرج و مرج می لرزاند! تا خود را بیدار کنند و تاروپود این تار عنکبوت فریبنده را پاره کنند، و یاد بگیرند که در برابر این طوفان وزنده که شروع به وزیدن کرده است، و این ماشین مهیب که آن را به یک اسباب بازی جدید تبدیل می کند، ایستادگی کنند. زمان و با حرص خوردن آنچه را که سرمایه داری به بازار می آورد و غرق در امیال کثیف بورژوازی، سرگرمی در تالارهای بی جان و خلوت اشراف جدید و پرکردن خلأ، بی هدف و سرد. زندگی یک جامعه مرفه، آنها را در هم بشکنید! و از حریم اصالت قدیم و بازارهای نو بی احترامی به امامت تو ای زینب! صرفه جویی!

ای رسالت حسین!

ای زینب! ای زبان علی در دهانش! ای رسالت حسین!

شما از کربلا می آیید و در میان هیاهوی همیشگی اولیای الهی و اوصیاء، پیام شهدا را می شنوید. ای زینب! ما صحبت کردیم. به من بگو چه اتفاقی برایت افتاده است؟ بگو در آن صحرای سرخ چه دیدی؟ نمی توانید بگویید جنایت تا کجا پیش رفته است؟ نگو که چگونه خداوند در آن روز محبوب ترین و باشکوه ترین ارزش ها و عظمت هایی را که با هم در کرانه فرات و ریگ های صحرا آفرید نشان داد و به فرشتگانش عرضه داشت تا بدانند چرا باید برای آدم سجده کنند. .

تو هستی که می خواهی بر سر ما گریه کنی

پیام کربلا، پیام شهدا را به درستی رساندی. تو شهیدی هستی که از خون خودت حرف زدی. مثل اینکه برادرت با قطره ای از خون خودش صحبت می کند. اما بگو خواهر! به ما بگویید چه کنیم؟ لحظه ای به آنچه می کشیم نگاه کن. گوش کن از سختی هایمان با تو بگویم با تو خواهر خوب!

تو هستی که می خواهی بر سر ما گریه کنی. ای رسول امین بگیر! شما از کربلا می آیید و آن را در طول تاریخ به همه نسل ها منتقل می کنید و پیام شهدا را می رسانید. تو شاهدی بر باغ های سرخ و هنوز بوی گل های تازه آن دیار را می بویی! ای دختر علی! ای خواهر! ای اسیر کاروان بسته! ما تو را در این قافله بردیم.

صدای این دلداری را اینجا بشنوید:

انتهای پیام/




این را برای صفحه اول پیشنهاد دهید